دلنوشته دختر خردسال شهید مدافع حرم فرامرزی
   زندگی نامه شهید محسن فرامرزی

July 27, 2016 19:16

بسم الله الرحمن الرحیم
سرهنگ پاسدار شهید مدافع حرم،قرآنی،ورزشکار،پاسدار،
حاج محسن فرامرزی
از کار های به ثبت رسیده این فرمانده در 25 روز:شناسایی 3000 کرنت داعشی ها،به عقب آوردن پیکر چهار زخمی و دو شهید
--------------------------------------
🌺
معرفی شهید 🌺
شهید مدافع حرم محسن فرامرزی در تاریخ 1360/4/9 در بین خانوادهی مذهبی در تهران متولد شدند.
شهید از همان کودکی اهل نماز و روزه بودند.
ایشان سرتیم حفاظت آیت الله امامی کاشانی بودند.
و شهید از کسانی بودند که در هرکاری که پا میگذاشتند تا از آن کار به جاهای عالی نرسند دست بر نمیداشتند
مانند شنا،خط،اسب سواری وتیراندازی.
و ایشان در تاریخ 94/9/5 به سوریه اعزام شدند و در تاریخ 94/9/30 به شهادت رسیدند.
ونحوه شهادت ایشان اصابت گلوله به پهلو ایشان مانند حضرت زهرا(س)

شهید فرامرزی دانش اموخته واحد یادگار امام خمینی شهرری در رشته الهیات بود
--------------------------------------
🌺
احترام به مادر🌺
شهید فرامرزی از جمله کسانی بودند که حاضر بودند هر کاری بکنند تا رضایت مادرشان را کسب کنند،و همیشه در سفر های زیارتی با مادرمی رفتیم و وقتی که در کربلا بودیم بابا باعشق ویلچر عزیز رو به حرم امام حسین (ع) میبرد و اشک میریخت بعد مادر در این طرف سر روی ضریح آقا گذاشته بودند و میگفتند انشاالله پسرم هر چه که از خدا بخواهد به او بدهند و شهید فرامرزی این طرف سر روی ضریح گذاشته بودند و میگفتند آقا جان شما در کربلا ندای هل من ناصرن ینصرنی گفتید آقا جان من میخواهم ناصر شما باشم و اشک میریخت و ایشان دانشجوی فقه و حقوق در دانشگاه یادگار امام بودند و بعضی وقت ها که به خانه می آمد می گفت امتحانم خیلی خوب دادم گفتیم چرا گفت چون مادر دعام کرده
---------------------------------------
🌺
در گفت و گو با آیت الله امامی کاشانی در مورد شهید فرامرزی🌺
آیت الله امامی کاشانی: میخواستم فرامرزی را بر گردانم قرآن ملامتم کرد!
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید فرامرزی یک جوان به تمام معنا آراسته بودند؛هم از جهت اخلاقی آراسته بودند و هم از نظر علمی،فردی بسیار شایسته بودند.از منظر انجام وظیفه و مسئولیت پذیری هم فوق العاده بود.از نظر اخلاقی من در این سال های طولانی که با ایشان بودم ؛ندیدم از ایشان گناهی سر بزند.مثلا جلسه ای باشد و غیبتی اتجام بشود.ویا بگوید و یا بشنود.اصلا مکروه هم ندیدم از او سر بزند.مسئله شهادت یک مسئله خیلی والا و عالی است ولی منهای شهادت هم به نظرم اهل بهشت بود چون در اخلاق متعالی بود همین چند وقت پیش هم شهید فرامرزی را در خواب دیدم که با مرحوم علامه طباطبایی در حال راه رفتن بودند.ایشان در خدمت علامه داشتند صحبت می کردند البته کمی عقب تر قرار داشتند و حریم را حفظ می کردند بیدار که شدم فهمیدم محشور با اولیا است.وقتی شهید فرامرزی خواستند به سوریه اعزام شوند به من گفتند میخواهم برم دوره و من به شوخی به ایشان گفتم سوریه؟ایشان گفت خدا کنه.و وقتی من از دوستان ایشان فهمیدم که به سوریه رفتند خواستم به آقای سردار سلیمانی زنگ بزنم و بگویم فرامرزی را برگرداندبعد گفتم یک استخاره بکنم و قرآن را که باز کردم آمد که تو علم غیب داری؟تو عهدی که گرفتی چنین خواهد بود؟(مریم78)و دیدم خدای متعال من را ملامت میکنید و از زنگ زدن پشیمان شدم.
---------------------------------------
🌺
خصوصیات اخلاقی🌺
شهید فرامرزی چند خصوصیت اخلاقی داشتند یکی از آن ها این بود که بسیار بی ادعا و سربه زیر بود اصلا تو فامیل هیچ کس از درجه و سمت او در سپاه و استعداد اسب سواری،شنا و تیراندازی او باخبر نبود.
و همیشه میگفت هر کار قوانین و مقرراتی دارد واگر برای خود قوانینی بگذاری حتما پیشرفت می کنی
و با وجود اینکه مشغله کاری او بسیار زیاد بود اما حفظ روزانه قرآن و درس خواندن را رها نمی کرد حتی میشد درس خواندنش تا صبح طول بکشد اما میگفت باید این برنامه را عملی کنم.
----------------------------------------
🌺
نظر شهید درباره شهادت🌺
شهید فرامرزی شخصی بود که درباره شهادت نظر قاطعی داشتند و می گفتند وقتی خدا میگه شهید زندس دیگه درباره زنده یا مرده بودن شهید حرفی نباید زد

 

ی‌دانم سرخی خونت را به سیاهی چادرمن هدیه کردی

دلنوشته دختر خردسال شهید مدافع حرم در جشن تولد پدر

شهید محسن فرامرزی

اولین جشن تولد شهید مدافع حرم «محسن فرامرزی» پس از شهادت، روز گذشته در منزلش برگزار شد و دختر خردسال او دلنوشته‌ای برای پدرش خواند که اتفاقا در روز حجاب و عفاف مرتبط با این موضوع بود.

به گزارش قدس آنلاین به نقل از خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم«پویا»؛ شهید محسن فرامرزی از شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) دانشجوی کارشناسی ارشد فقه و حقوق، دارای سه فرزند به نام های محمدرضا، فاطمه و محمدطاها و از اعضای تیم حافظت آیت الله امامی کاشانی بود که سی‌ام آذر سال گذشته طی عملیاتی مستشاری در سوریه به شهادت رسید.به مناسبت اولین سالگرد تولد شهید فرامرزی پس از شهادت وی، جمعی از مسئولان فرهنگسرای رضوان با حضور در منزل شهید محسن فرامزری با خانواده این شهید دیدار کردند.

در این دیدار، همسر شهید فرامرزی با بیان اینکه شهید فرامرزی شخصی باهوش و پرکار بود و هرکاری را در حد عالی انجام می‌داد،گفت: شهید فرامرزی مانند یک برادر برای محمدرضا و یک دوست صمیمی برای فاطمه و محمدطاها بود.ما از اوایل زندگی مانند دوستی صمیمی و یک روح در دو بدن بودیم و در همه مراحل زندگی با هم مشورت می‌کردیم. وقتی که عبدالله باقری از دوستان صمیمی شهید فرامرزی به شهادت رسید جرقه‌های رفتن به سوریه زده شد و مدام مسائل مربوط به سوریه را دنبال می‌کردند. شهید فرامرزی فردی بسیار باهوش بود و من مطمئن بودم که وقتی به سوریه برود قطعا در آن جا انقلابی به راه خواهد انداخت.

وی در ادامه گفت: هم‌رزمشان می‌گفتند شهید فرامرزی نامه‌ای که  فاطمه برای پدرش نوشته بود را در حرم حضرت رقیه با صدای بلند می‌خواند و اشک می‌ریخت و می‌گفت به یاد آن لحظه‌ای که حضرت رقیه با سر مبارک پدر خود نجوا می‌کردند من هم این نامه را بلند خواندم و تقدیم حضرت رقیه کردم. موقعیت کاری، تحصیلی و رفاهی شهید فرامرزی کاملا فراهم بود و فقط به خاطر علاقه و ارادت خاصی که به حضرت رقیه و حضرت زینب (س) برای دفاع از حرم به سوریه رفت و اجر شهادت شهید فرامرزی را بانو حضرت رقیه امضا کرد. 

همسر شهید فرامرزی در خصوص نحوه شهادت شهید فرامرزی اظهار کرد: همان لحظه‌ای که شهید فرامرزی شهید شد من در خواب دیدم که از ناحیه پهلوی چپ مورد اصابت قرار گرفته و مانند حضرت زهرا (س) به شهادت رسیده است اما باور نکردم ولی سه روز بعد خبر دادند که شهید فرامرزی از ناحیه پهلوی چپ مورد اصابت قرار گرفت و شهید شد. در این مدتی که شهید فرامرزی به شهادت رسیده من و فرزندان هر لحظه و در هر مکان حضور شهید را احساس می‌کنیم و شهید فرامرزی در همه کارها  به کمک ما می‌آید.

محمدرضا فرامرزی فرزند بزرگ شهید فرامرزی گفت: پدر من برای دفاع اسلام و حرم حضرت زینب رفت و شهید شد و حضور پدرم را همیشه در کنارم احساس می‌کنم.در آخرین دیدار با پدرم قبل از رفتن گفت: من فقط یک سفر برای رضای خدا می‌روم که شاید برنگردم؛ بچه‌های گلم اگر برنگشتم هیچ وقت فکر نکنید من شما را تنها می‌گذارم و سرتان را جلوی هیچ‌کس پایین نیندازید؛ اگر به کمک نیاز بود یک حمد بخوانید و سه بار اسم من را صدا بزنید و مطمئن باشید من به کمکتان می‌آیم و من هم موقع خداحافظی برای پدرم نامه نوشتم به او گفتم امیدوارم همیشه سالم بمانی و مراقب  خودت باش و امیدوارم یک روزی برگردید و با هم دوتایی به سوریه برویم.

در ادامه فاطمه فرامرزی دختر شهید فرامرزی دل نوشته‌ای برای پدر خود خواند: "سلام باباخوبم. درست است دلم برات تنگ شده. درست است دوست دارم یک بار هم ببینمت همه اینها درست اما از یک چیز بسیار خوش حالم از اینکه به آرزویت رسیدی . شهادت مقام بالایی است که به آن دست یافتی. همان‌طور که گفتی سرم بالاست و حجابم  حفظ می شود چون می‌دانم سرخی خونت را به سیاهی چادرمن هدیه کردی. دوستت دارم.فاطمه"

    بازگشت